أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
145
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
كه چندى پيش انتشار يافته با داروشناسى ارتباط مستقيم دارد . « 657 » در رسالهء اول جايى موازى با متن صيدنه وجود دارد « 658 » و ناشر رسالهء دوم در يادداشتهاى خود به منشأ برخى از نامهاى مواد دارويى اشاره كرده است . در ترجمه كوشيدهايم شكل و مضمون متن صيدنه را تا آنجا كه ممكن است هرچه دقيقتر نقل كنيم . منظور ما از شكل در اينجا اصولا ساختار هر عنوان و شيوهء استناد به مؤلفان گوناگون است كه در همهء بخشهاى كتاب يكسان نيست . همان گونه كه اشاره شد ، در صيدنه نقل از منابع گوناگون فراوان است و در همهء موارد هم نمىتوان گفت كه نقلها به خود بيرونى تعلق دارد يا از ديگر مؤلفان گرفته شده است . به همين جهت داورىهاى ما نسبت به زبان و سبك بيرونى در صيدنه ممكن است قانعكننده نباشد . اما مقدمهء بيرونى بر صيدنه را كه بىشك خود بيرونى نوشته است ، از نظر زبان ، روىهمرفته با ديگر آثارش شباهت دارد و استنتاج ديگر پژوهشگران نسبت به خود ويژگى ، فشردگى ، اختصار و سبك دشوار بيرونى در اينجا كاملا مناسبت پيدا مىكند . « 659 » از آنجا كه شعر در صيدنه عمدتا به صورت قطعات كوچكى در يك يا دو بيت مربوط به متن و اغلب به صورت تحريف شده آورده شده است ، ترجمهء آنها اصلا ساده نيست . در بسيارى از موارد توانستهايم متنى موازى با اين اشعار را در كتاب النبات ابو حنيفه و در فرهنگهاى عربى لسان العرب ، تاج العروس و جز اينها بيابيم كه فهم و ترجمهء آنها را تا حد زيادى آسانتر كرده است . باوجود اين ، معناى برخى از اشعار براى ما كاملا روشن نشد كه در يادداشتها قيد كردهايم . تنظيم يادداشتها و شرح و تفسير ما به زمان كمتر از خود ترجمه نياز نداشت . بخش اعظم يادداشتها جنبهء متنشناسى دارد : تمام نوشتارهاى نادرست اصطلاحات و ديگر واژههاى زبان خارجى در متن اصلى عربى ، در يادداشتها قيد شده و به قرائتى كه ما در ترجمه مراعات مىكنيم ، اشاره شده است . قرائتهاى گوناگون ، چه در متن اصلى و چه ( 657 ) . كندى ، اقرابادين ؛ كيميا . ( 658 ) . نك . همينجا شمارهء 456 ، يادداشت 1 . ( 659 ) . كراچكوفسكى ، IV ، 255 ؛ آثار الباقيه ، XXXV ؛ ماللهند ، 41 ؛ الجماهر ، 269 ؛ تحديد نهايات ، 62 .